شب ناریک و بیم موج و گردابی چنین حایل ....
امروز شنبه بود و الان ساعت شش عصره و همسری ومن خونه هستیم و داریم فیلم میبینیم. همسر به شدت مریضه و صبح تا ظهر ناهار پختم و دوش اینا وقورمه سبزی پختم و کلا خونه بودیم در روز جاری رو . مامان هم خدا رو شکر خوبه و زنمو اینها اونجان و امیدوارم زودتر برگردن. حدود یکماه دیگه باید برگردم و مغزم خسته ومشغوله ، بها دلار و سکه هرروز تغییر میکنه وشرایط عادی تیست، استرس همه وجودم رو گرفته و خدایا کمک کن خدایااااا پناهن بده ، خدایا آرامش بده به همه ، خدایا وطنم ما رو در آغوشش بگیره
برچسب:
نویسنده: فاطمه اکبرینژاد